ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
29
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
اغلب در جشنها براى تفريح خاطر مدعوين دعوت مىشوند . در سال 1859 « 8 » كلانتر شيراز به افتخار من سور كوچكى در باغ خود داد و به همين مناسبت بهترين مطربهاى يهودى را اجير كرد . نوازندگى آنان كه ميهمانان ايرانى را سخت مجذوب كرده بود درست به آوازهاى لهستانى شباهت داشت ، حتى صداهاى تودماغى و حلقى هم به همان ترتيب از گلوى خوانندگان به گوش مىرسيد . در شيراز روىهمرفته وضع يهوديان نظم و نسقى دارد زيرا آنان از حمايت خانوادهء متنفذ حاجى قوام برخوردارند . جد اعلاى حاجى قوام خود يهودى بود و پدر وى موسوم به حاجى ابراهيم سلسلهء فعلى قاجاريه را در رسيدن به قدرت مساعدت كرد ، اما بعد فتحعلى شاه وى و تمام افراد متعدد فاميلش را امر به كشتن داد . حاجى قوام كه در آن اوان پسرى كوچك بود و حالا پيرى هفتاد ساله است از اين سرنوشت اسفانگيز گريخت . شهرت دارد كه وى مكارترين فرد در سراسر ايران است و هم اوست كه توفيق يافت جلال و شكوه گذشتهء خانوادهاش را تجديد كند و با وجود مقام مهمى كه احراز كرده به سن هفتاد سالگى برسد . پسرش همان كلانترى است كه من ميهمانش بودم . تنها بناى يادبود مليى كه يهوديان در ايران دارند مقبرهء استر در همدان - يا اكباتان قديم - است . از قديمترين زمانها يهوديان به زيارت اين محل مىآيند . در آنجا در وسط محلهء يهوديان ساختمان كوچكى است با قبهاى كه بر فراز آن لكلكى لانه كرده است . قسمت اعظم مدخل ساختمان را ديوار كشيدهاند ، فقط سوراخ كوچكى هست كه تنها در حال خم شدن مىتوان از آن گذشت . اين سوراخ با تخته سنگ متحركى به جاى در بسته مىشود و اين تمهيدى است براى جلوگيرى از حملات و شبيخونهائى كه به تكرار رخ مىدهد . زائر به هشتى كوچكى وارد مىشود ، در آنجا نام بسيارى از زائران و سال مرمت بقعه حك شده است . از هشتى به يك تالار كوچك چهارگوش كه از پنجرهء كوچك آن نور ضعيفى به داخل مىتابد وارد مىشود . در اين تالار دو ضريح بلند از چوب بلوط وجود دارد و اينها قبور استر و مردخاى است . دورتادور آن به زبان عبرى آياتى نقر شده است ، از آخرين فصل كتاب استر به همراه نام سه طبيب كه مرمت بنا به خرج آنها بوده است . به دلايل زير در صحت قصهء استر و انتساب آن گور به او ترديد نبايد كرد : 1 . يهوديان از زمان اسارت بابل در ايران زندگى مىكنند ؛ مشكل است بتوان مطلبى را كه به همهء قوم و ملتى مربوط مىشود به آنان تحميل كرد . 2 . وصف خيمهها « 9 » و غذا در مدخل كتاب چنان عالى است كه به اقرب
--> ( 8 ) . برابر با 6 - 1275 ه . ق . ( 9 ) . در ترجمه همه جا بهجاى خيمه از پرده صحبت است اما از تمام توصيف چنين برمىآيد كه بجاى پرده صحبت از خيمه در ميان است كه ميهمانان به هنگام صرف غذا در زير آن اجتماع مىكردهاند . تا امروز روز نيز پارچههائى را كه در آنجا نام بردهاند براى ساختن خيمه به كار مىبرند ، كه كرباس است و براى پوشش داخلى آن از پارچه ابريشمى « خارا » استفاده مىكردهاند . در نتيجه معلوم است كه ترجمهء اين كلمات به درستى انجام